با پيوستن به خبرنامه ILSSW از آخرين اخبار پايگاه آگاه شويد

ايميل: 
نام:     
عضويت:لغو عضويت:
                


بیانیه جنبش مشروطه‌خواهان ایران در دی‌ماه 1374

مرتضی ثاقب فر

بيانيه

جنبش مشروطه‌خواهان ايران

 

در نامه سرگشاده مورخ فروردين 1369 خطاب به مقام رياست جمهوري و به امضاي اينجانب که براي تمام نشريات داخلي فرستاده شد ولي از انتشار آن خودداري ورزيدند، کارنامه جمهوري اسلامي تا آن تاريخ به‌طور فشرده در همه زمينه‌هاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي، نظامي و بويژه فرهنگي و اخلاقي وديني بررسي شد و ناموفق بودن کامل آن در اثر عدم کارداني و نيز انحصارطلبي مسئولان وقت به اثبات رسيد، و در پايان نتيجه‌گيري شد که جامعه ايران به روي بشکه‌اي از باروت قرار گرفته است که جرقه‌اي کافي است تا آن را به انفجاري کور و خطرناک بکشاند که براي هيچ ايراني سودمند نيست و بهتر آن است که دولتمندان جديد جمهوري اسلامي، اگر براستي در داعيه ميهن‌دوستي و دين‌خواهي خود صادق‌اند، براي پيشگيري از چنين فاجعه جبران‌ناپذيري، از سياست خودکامگي دولت سلف خود بپرهيزند، مطابق قانون اساسي خويش به اعطاي حقوق اساسي مردم در زمينهء آزادي بيان و مطبوعات و تشکيل احزاب بپردازند تا زمينه براي برگزاري يک همه‌پرسي به منظور انتخاب آزادانه نظام سياسي دلخواه عموم ملت آماده شود.

همزمان و در کنار اين نامه، گروهها و احزاب ملي و حتي اسلامي قديمي نظير نهضت آزادي ايران نيز به ارسال نامه‌هاي کمابيش مشابهي پرداختند و پيوسته درخواست بحق آزادي بيان و مطبوعات و احزاب را به منظور ايجاد احساس مشارکت در مردم و خروج آنها از حالت نوميدي و انفعالي و از بين رفتن عوارض منفي اجتماعي، اخلاقي و سياسي ناشي از حکومت خودکامگي را يادآور شده‌اند که تقريباً همه آنها بي‌پاسخ و بي‌نتيجه مانده است.

اکنون که بيش از پنج سال از آن تاريخ مي‌گذرد، قيامهاي خودجوش مردم در شهرهاي بزرگي چون شيراز، اراک و مشهد در فاصله زماني فقط دو ماه در بهار 1371 و قيام مردم قزوين و اهالي اسلام‌شهر تهران در سال جاري، همگي مؤيد پيش‌بيني مشروطه‌خواهان و ساير ميهن‌دوستان بوده است، در حالي که در عرصه اقتصادي نيز با افزايش وابستگي به درآمد نفت و فروش آن به قيمتي کمتر از آب در سطح بين‌المللي و در عين حال صد برابر شدن قيمت کالاها در داخل و به فلاکت کشيده شدن هرچه بيشتر مردم، رکود فزايندهء صنايع داخلي، عدم اعطاي آزاديهاي سياسي، آزاد گذاردن نيروهاي فشار و اقليتي انحصارطلب، و به تباهي کشانده شدن هرچه بيشتر اخلاق و فرهنگ عمومي جامعه، وضع نه تنها به بهبودي نگراييده بلکه بسيار بدتر و خطرناکتر شده است.

اکنون که در آستانه برگزاري انتخابات پنجمين دورهء مجلس شوراي اسلامي قرار داريم، برخلاف وعده‌هاي مکرر همهء مسئولان نظام و در راس آنها شخص رياست محترم جمهوري در مورد آزادي انتخابات و تشکيل آزادانه احزاب، نه تنها از چنين آزاديهايي خبري نيست، نه تنها با انتشار حتي يک نشريه تخصصي جامعه‌شناسي از سوي اين نويسنده رسماً مخالفت شده و تقاضاي تشکيل حزب نيز با سکوتي ريشخندآميز مواجه گشته است، بلکه حتي اميد پيشگامان تاسيس جمهوري اسلامي نظير افراد نهضت آزادي ايران در قالب «تلاشگران تأمين آزادي انتخابات» به توانايي دولت در تأمين اين آزادي به يأس تبديل شده است و دولت از تأمين امنيت آنها که خواسته‌اند يک مصاحبه مطبوعاتي در مورد انتخابات و احتمالاً معرفي نامزدهاي خود ترتيب دهند اظهار عجز و ناتواني مي‌کند، و از طرف ديگر، سخنراني مسلمان آزاده‌اي چون دکتر عبدالکريم سروش، با تشکيل مجلس ترحيم يکي از رهبران ملي نيز مورد يورش اوباشان خودسر و لگام‌گسيخته قرار مي‌گيرد و ماموران انتظامي کمترين اقدامي براي تأمين امنيت شرکت‌کنندگان انجام نمي‌دهند و مردم ناچار مي‌شوند خود به دفاع برخيزند و اوباشان را برانند.

در چنين شرايطي، با توجه به ادعاي دائمي مسئولان در وجود آزاديهاي سياسي از يک سو، و عدم توانايي دولت در تأمين اين آزاديها و جلوگيري از يکه‌تازيهاي مشتي قليل افراد انحصارطلب و فاشيست‌منش، و همچنين دو درجه‌اي بودن غيرقانوني انتخابات که شوراي نگهبان را قيم ملتي ناقص عقل محسوب مي‌دارد، نيروهاي آزاديخواه و در کنار آنها «جنبش مشروطه‌خواهان ايران» افزون بر اينکه شرکت در چنين انتخاباتي را در محيط رعب و فشار و عدم آزادي تحريم مي‌کنند و مردم را به عدم شرکت در اين انتخابات نمايشي فرامي‌خوانند، احساس مي‌کنند که چاره‌اي جز اتحاد و همبستگي هرچه بيشتر در برابر نيروهاي فشار و استبدادي و ارتجاعي ندارند.

از اين رو، «جنبش مشروطه‌خواهان ايران» ضمن حفظ اعتقاد خود به چگونگي نظام سياسي آينده کشور، با در نظر گرفتن هدفهاي مشترک ضد استبدادي که با ساير گروهها و احزاب ملي دارد، دعوت پيشگامانه حزب ملت ايران به رهبري جناب آقاي داريوش فروهر را براي تشکيل جبههء فراگير ضداستبدادي صميمانه مي‌پذيرد و به اين جبهه مي‌پيوندد، به اين اميد که ساير نيروهاي آزاديخواه نيز در پيوستن به آن ترديد نکنند، تا در اين جبهه ملي واحد ضد استبدادي و ضد ارتجاعي به مبارزه‌اي يکپارچه برخيزيم و تا حصول آزاديهاي اساسي و ايجاد نظام مردم‌سالاري در ايران از پاي ننشينيم.

 

تهران، ديماه 1374

مرتضي ثاقب‌فر